X
تبلیغات
لرستان پاتوق
لرستان پاتوق
تنها اولویت بنده دریاچه گهر لرستان می باشد

یکشنبه هجدهم اسفند 1392 | 10:48 | بابک بختیای |

 

درختان همواره در زندگي بشر موثر بوده اند. قرنهاست كه آدمي در سايه شاخسارشان از شدت گرما و تابش خورشيد در امان مانده و از ميوه هاي الوان و شيرينشان بهره مند گشته است. آواي پرندگان كه در لابلاي شاخسارشان مأوا گزيده اند روح و جانش را صفا بخشيده و قلب وي را مملو از خوشي و شادابي نموده است. در دل زمستان سرد نيز بار ديگر به مدد هيمه اي كه از تنه درختان فراهم آورده و آتشي كه از آن افروخته سرما و يخبندان را تاب آورده و با آنها دست و پنجه نرم كرده است. و بار ديگر اين شكوفه هاي زيباي درختانند كه به او نويد فرا رسيدن بهاري دل انگيز را مي دهند.

به اين ترتيب بهره مندي هايي كه از درختان عايد بشر مي گردد بيشمار است و اگر درختان را نعمات الهي بدانيم، سخني به گزاف نگفته ايم. شايد به همين دليل است كه انسانهايي فرهيخته نظير شعرا و بزرگان و اساتيد در زمينه ادبيات و نيز پيشوايان و بزرگان ديني همواره آنرا مد نظر قرار داده و بدان توجه نموده اند.

چنانچه سعدي شاعر بزرگ ايراني در اين زمينه مي گويد:

برگ درختان سبز در نظر هوشيار
هر ورقش دفتري است معرفت كردگار

پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد (ص)‌ و امام جعفر صادق (‌ع) در پاره اي از احاديث خود به اهميت درخت و درختكاري اشاره نموده اند:

پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده اند:

مَن نَصَبَ شَجَرَةً و صَبَرَ عَلى‏ حِفظِها و الِقيامِ عَلَيها حَتّى‏ تُثمِرَ كانَ لَهُ في كُلِّ شَى‏ءٍ يُصابُ مِن ثَمَرِها صَدَقَةٌ عِندَ اللهِ؛(1)
هر كس درختى بكارد و در نگهدارى آن بكوشد تا ميوه دهد، در برابر هرچه از آن ميوه به دست آيد، پاداشى نزد خدا خواهد داشت.

إن قامَتِ السَّاعَةُ و فِي يَدِ أحَدِكُم فَسيلَةٌ، فإنِ استَطاعَ أنْ لايَقومَ حَتّى‏ يَغرِسَها، فَليَغرِسْها؛(2)
اگر قيامت فرا رسد و در دست يكى از شما نهالى باشد، چنانچه بتواند برنخيزد تا آن را بكارد، بايد آن را بكارد.

ما مِن رَجُلٍ يَغرِسُ غَرساً إلاّ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِنَ الأجرِ قَدرَ ما يَخرُجُ مِن ثَمَرِ ذلِكَ الغَرسِ؛(3)
هر كه نهالى بكارد، خداوند به مقدار ميوه‏اى كه از آن درخت به دست مى ‏آيد، در نامه اعمال او پاداش مى ‏نويسد.

امام صادق ‏عليه السلام فرموده اند:

لاتَقطَعُوا الثِّمارَ فَيَبعَثَ اللَّهُ عَلَيكُم العَذابَ صَبًّا؛(4)
درختان ميوه را قطع نكنيد كه خداوند بر شما عذاب فرو مى ‏ريزد.

اِزرَعُوا و اغرِسُوا وَاللَّهِ ما عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً اَجَلَّ و لاأطيَبَ مِنهُ؛؛(5)
كشت كنيد و درخت بنشانيد؛ به خدا قسم آدميان كارى برتر و پاك‏تر از اين نكرده ‏اند.

امروزه با صنعتي شدن جوامع بشري درختان نقش مهم تري در زندگي بشر ايفا مي كنند، از سويي مقدمات پيشرفت بيشتر صنعت و فناوري را موجب مي شوند و منابع تامين كننده محصولاتي نظير وسايل چوبي، مبلمان، لوازم التحرير (كاغذ، انواع مدادهاي مختلف) ‌الوار و هزاران محصول ديگر محسوب مي شوند و از سو ي ديگر به منزله ريه هاي يك شهر تلقي شده و نقش مهمي در تامين سلامت اعضاي جامعه را ايفامي كنند. اين مورد اخير از مورد قبل مهم تر مينمايد.

چرا كه به دليل فعاليت كارخانجات صنعتي و نيز ازدياد وسايط نقليه عمومي و فعاليت روزانه آنها در سطح شهرهاي بزرگ از جمله تهران آلاينده ها و گازهاي مهلك و خطرناكي نظير دي اكسيد كربن در هواي شهرها فزوني يافته و سلامت افراد را تهديد مي كند. و افزايش هر چه بيشتر اين مواد آلاينده كاهش ميزان اكسيژن در هوا را سبب مي شود و اين وضع نامساعد گروههاي آسيب پذير نظير بيماران ريوي و قلبي، سالخوردگان و كودكان را بيشتر تهديد مي كند.

در چنين شرايطي مساله درخت و درختكاري راه حلي مناسب براي مبارزه با آلودگيهاي مذكور به شمار مي آيد. ايجاد جنگلهاي مصنوعي و فضاي سبز در اطراف شهرهاي بزرگ به تاسيس كار خانجات توليد اكسيژن مي ماند.

در همين راستادر ايران اسلامي كه ملهم از تعاليم ادبي و ديني مي باشد كه خود دستاورد فرهنگ غني اسلامي ايراني است، روزي را به درخت و درختكاري اختصاص يافته و آن را روز درختكاري نام نهاده اند. به اين ترتيب همه ساله در روز 15 اسفند ماه كه آخرين ماه فصل زمستان است در حاليكه همه ايرانيان خود را براي استقبال از روزهاي پر طراوت بهاري آماده مي كنند. نهالهاي جوان به دست خاك مهربان صبور و مقدس ايران اسلامي سپرده مي شود تا به درختاني نيرومند و سرسبز بدل گردند و به اين ترتيب گامي در آبادي ايران اسلامي برداشته مي شود و نيز امري خداپسندانه انجام مي گيرد كه وارستگاني چون پيامبر گرامي اسلام و حضرت امام جعفر صادق (ع) آن را واجب الاجرا دانسته اند.

جمعه شانزدهم اسفند 1392 | 17:27 | بابک بختیای |
محل پیشنهادی :

نگین اشترانکوه"آلپ ایران"اشترانکوه،دریاچه رویایی گهر لرستان

"این دریاچه یکی از زیباترین دریاچه‌های کوهستانی خاورمیانه و از مهمترین دریاچه‌های آب شیرین ایران است که در ۱۲۱ کیلومتری شرق استان لرستان به مکرزیت خرم‌آباد و در ۳۵ کیلومتری جنوب شرقی شهر درود بین بخش زز و ماهرو الیگودرز و بهش مرکزی درود در ارتفاع ۲۳۵۰ متری از سطح دریا قرار دارد.

دریاچه گهر با مختصات جغرافیایی 33.306053,49.282089 همچون نگینی بر تارک اشترانکوه می‌درخشد و شامل ۲ بخش به نام‌های گهر بزرگ (کله گهر) و گهر کوچک می‌باشد.

مساحت سطح آبی این دریاچه در حدود ۱۰۰ هکتار و متوسط عمق آن ۲۸ متر و عرض آن بین ۴۰۰ تا ۸۰۰ متر و طول آن ۱۵۰۰ متر می‌باشد."


زمان پیشنهادی
 عصرروز سه شنبه 23 اردیبهشت 93 الی عصر رز پنج شنبه 26 اردیبهشت 93 .

(لازم به ذکر  است که به دلیل اینکه روز سه شنبه تعطیل رسمی می باشد و چون برنامه دریاچه گهر 3روزه است وبرای راحتی دوستانی که از شهرهای دورمهمان ماهستند  روز سه شنبه و جمعه را  بای رفت و امد قبل و بعدازبرنامه ازاد گذاشته ایم)

نام افراد و مسئولین اجرایی:حامد ماهروبختیاری-هاشم یاراحمدی

زمانبندی اجرای برنامه:درمورخ سه شنبه 23اردیبهشت 93 دوستان می توانند ازهرساعتی که وارد شهر خرم آباد مرکزاستان لرستان شدند خودرابه ،مرکز شهر،میدان ژاندارمری،خیابان تختی،ورزشگاه تختی خوابگاه ورزشی تختی که درون ورزشگاه قرر دارد برسانند وحد اکثر تا ساعت 16 عصر پس از اسکان در خوابگاه خودرا آماده بازدید از قلعه فلک الافلاک (دومین بنای خشتی پش از ارگ بم)نمایند.راس ساعت 16از محل خوابگاه توسط وسایل نقلیه عمومی تهیه داده شده از قلعه فلک الافلاک بازدید به عمل اورده و پس از آن مقارن ساعت 17 به سالن اجلاس سازمان هلال احمر استان حرکت خواهیم کرد.پس از این مراسم دوستان برای استراحت و صرف شام به خوابگاه بازخواهند گشت(شام شب اول ممکن است توسط میزبان تهیه گردد که دراسرا وقت به اطلاع دوستان شرکت کننده خواهد رسید)

 روز بعد چهارشنبه 24 اردیبهشت 93راس ساعت 7 ازخرم اباد پس از طی 86 کیلومتر به طرف اصفهان به شهرستان دورود خواهیم رسید واز داخل این شهر کوچ جاده پارک جنگلی و سپس چشمه خرم اخرین نقطه آسفالته به سمت دریاچه رادر پی می گیریم.ازچشمه خرم مسیر 18 کیلومتری رابا چشم انداز بسیارزیبا درپی میگیریم.درمسیر حدود 6کیلومتر را که می پیماییم به محل رویش لاله های واژگون میرسیم،دشتی پر ازلاله هایی که از زیبایی بسیار ،خجل وسربه زیر  شده اند درحالی که مبهوت زیبایی لاله هاشده اید بوی عطر خوش موسیر و آویشن شمارا سرمست خواهدکرد،همچنین آوای خوش و گوش نواز بلبلان ودرخشش سپیدی برف آلپ ایران اشترانکوه شمارا مات و مبهوت می گرداند.اینها تملق  نیست،واقعیتی ست که همه را می توان در مسیر برنامه به عینه مشاهده کرد.


           


وجود لاله هاي واژگون در استان لرستان دامنه ی شرقی اشترانکوه زیبایی این كوه را دو چندان کرده است.





http://www.lorestandoe.ir/files/galleries/nature/M(35-1).jpg
پس از عبور از دشت لاله های واژگون و رسیدن به گردنه پنبه کار و بلندی این گردنه ادامه مسیر که حدود 12 کیلو متر است کاملا پیداست.دره ای بسیار زیبا و سرسبز که گهر رود رادر دل خود عبور داده است.رودی از سرریز دریاچه نشعت می گیرد وپس از پیمودن دره زیبای نی گاه به رود سزار می ریزد و پس از همراهی این رود راهی خوزستان وسددز میگردد
.
از سراشیبی تند پنبه کار که سرازیر می شویم پس از پیمودن حدود 2 کیلومتر به پایین دره که می رسیم به چشمه زیبا باآبی بسیار گوارا مواجه می شویم که پس از نوشیدن آب مسیر راادامه می دهیم.(مسیر از چشمه پنبه کار تاحدود8کیلومتر،زیرتپه خداقوت شیب بسیارملایم و زمین همواراست).در مسیر ازچشمه پنبه کار که حرکت میکنیم پس از پیمودن 1کیلو.متر از پلی می گذریم که از زیرآن آب تندوسرد گهررود می گذرد.پس از زمان کوتاهی به چشمه دائمی وزیبای دیگری باآبی گوارا وبسیارسردمیرسیم.دراین محل زیبانیز برای آبگیری و عکاسی حدود 15 دقیقه زمان تعیین شده است.پس از حرکت از چشمه زیبای آب سفید ودرطی مسافت این چشمه تادامنه تپه خداقوت درسمت چپ مسیر که حرکت می توان  در بالا دست قلل زیباو سربه فلک کشیده وصخره ای شصت و شیش،کل و  ریت و... اشترانکوه را دیدکه کاج های وحشی(اورس)رادر آغوش گرفته اند.درپایین دست دره ای را میبینیم که در ان گهر رود در سمت مخالف شما روان است که به شما نوید دریاچه فیروزه ای را می دهد که همچون نگینی دردامان کوه های سربه فلک کشیده در حال درخشش و چمنوازیست.تپه خداقوت و شیب تند اما زود گذرش که تمام می شود اسم زیبایش خستگی از دلتان برمیکندو به شما خسته نباشید می گوید چرا که وقتی به بالای  این تپه می رسید از این نقطه تا دریاچه فقط 20 دقیقه راه باشیب خنثی باقیست .در مسیر باقیمانده درسمت چپتان شما یاران می توانید مسیر فرود اشترانکوه به در یاچه گهر را ببینید، مسیری دشوار اما زیبا.به محیط اطراف دریاچه که میرسید دریاچه پیدانیست!زیراباید انقدربه جلو بروید که یکدفعه در اغوشش بگیریدانگاردریاچه دارد خود را مخفی می کند،باشما بازی میکند،ناز میکند و فخرمی فروشد!ودریک لجظه میبینید آنچه را که تابه حال ندیده اید وبخاطرش 18 کیلومتر راه پیموده اید.

خسته نباشی همنورد-از زیبایی ها لذت ببر.

پس از رسیدن به دریاچه وبرپایی چادر وصرف ناهار مراسم معرفی دوستان شرکت کننده درکنار چشم انداز در یاچه آغاز میگرددوپس از آن دوستان به اختیار خود و باراهنمایی دوستان هیئت اجرایی برنامه می توانند از اطراف دریاچه (ضلع جنوبی )دیدن نمایند.

صبح روز پنج شنبه پی از بیدر شدن و صرف صبحانه پس از طی 1500متر پیاده روی در کنار دریاچه با چشم اندازهای بسیار زیبا (شکوفه های درخت سیب،نی زارها و...)به دیدار از ضلع شمالی دریاچه خواهیم رفت.پس از چندی وباره به کمپ اصلی بازگشته و مراسم اختتامیه را اغز کرده وبعداز صرف ناهاردوستان می توانند به عکاسی و یادیدن از جنگل پشتی و یا ضلع جنوبی دریاچه(که بیشتر عکس های موجود از دریاچه از این ضلع است)بروند.سپس عصر روز آخر(پنج شنبه)بامراسم ترنم موسیقی محلی و عکاسی بالباس محلی  در خدمت دوستان واهیم بود.

صبح جمعه 26اردیبهشت نیز راس ساعت 6 تا 9 دوستان برای صرف صبحانه و جمع اوری وسایل وقت دارند وپس از ان به اتفاق راهی پرکینگ دریاچ خواهیم شد.



زندگی زیباست ای زیبا پسند   زنده اندیشان به زیبایی رسند

آنقدرزیباست این بی بازگشت    که از برایش می توان از جان گذشت

امکانات رفاهی :خوابگاه شب قبل از اغاز برنامه باتجهیزات کامل تعیین شده است.

همچنین دوستان می توانند اغذیه مورد نیاز برنامه را در شهرستان دورود سوپرمارکت برادران بهلولی که از هیمالیانوردان خوب استان هستند،تهیه کنند.

همچنین برای دوستانی که باوسایل نقلیه عمومی سفر میکنند مسیر شهرستان درود تا محل افتتاحیه مراسم(چشمه خرم)وسیله نقلیه تعبیه شده است.ودوستانی هم که باوسایل نقلیه شخصی تشریف اورده اند می توانند خودروهای خودرا درمحل پارکینگ دریاچه(چشمه خرم)بااطمینان کامل تا انتهای برنامه پارک نمایند.

در مسیر کوهپیمایی (ازچشمه خرم تا دریاچه)هیچ اپراتور تلفن همراهی آنتن دهی ندارد.

درمقصد برنامه ،دریاچه گهر نیز  پاسگاه محیط زیست ویک اتاق 50 متری و دو اتاق 9 متری باامکاناتی از قبیل اب برق و سرویس بهداشتی وجود دارد.


نکته1:اصل برنامه دریاچه گهر از روز سه شنبه ساعت 19آغازوتا ساعت 21روز پنج شنبه 25اردیبهشت 9 می باشد.

اما میزبان برنامه باکمال میل ازیک روز قبل تا یک روز بعد ازبرنامه صمیمانه و باآغوش باز اماده پذیرش دوستان شرکت کننده است.


نکته2:دوستانی که پس از اتمام برنامه(ساعت 21 پنج شنبه 25 اردیبهشت(به هر دلیلی ناچاربه بازگشت هستند می توانند با مسئولیت خود محل برنامه را ترک کنند.

نکته 3:دوستانی که رز سه شنبه 23 اردیبهشت به هر دلیلی نمی توانند تاعصر این روز خود را به افتتاحیه برنامه برسانند،می تانند روز بعد(چهارشنبه 24 اردیبهشت 93 حداکثر تاساعت 9 صبخ خودرابه پارکینگ دریاچه (چشمه خرم)برسانند.

لازم به ذکر است خوابگاه خانه کوهنودان شهرستان دورود با ظرفیت 50 نفرآماده اسکان عزیزان است.

جمعه شانزدهم اسفند 1392 | 17:18 | بابک بختیای |

آبشار وارک

این آبشار يكي زيباترين آبشارهاي كشور و از جلوه هاي زيبا و منحصربفرد طبيعت بكر و سرسبز استان لرستان است كه در بخش پاپى دهستان كشور  کنار روستای دارخاتون شهرستان خرم آباد  واقع شده است.
آبشار وارك (سفیدآب) درغرب گردنه نوژيان در ۶۰ كيلومتری جنوب شرقي خرم آباد از جمله آبشارهاي زيبا و پرآب اين ديار است
سرچشمه آبشار يك صخره سنگي است و پس از طي حدود ۱۵ متر از صخره دوم فرو ريخته و آبشار دوم را به وجود مي آورد . آبشار وارك در نزديكي آبشار نوژيان قرار دارد.
در فصل كم آبي ارتفاع قسمت اول ۷ متر با عرض حدود ۱۲ متر و قسمت دوم ۱۵/۵ متر با عرض ۵/۵۶ متر يكي از زيباترين منظره ها را در اين منطقه مي توان ديد . حداكثر ارتفاع آن به ۵۷ متر مي رسد و عرضي معادل ۵۰ متر را در بر مي گيرد .

اطراف اين آبشار پوشيده  از درختان ،بلوط،گلابي،زالزالك و.... وجود دارد.
آبشار وارك (سفیدآب) در مسیر جاده خرم‏آباد به ایستگاه کشور قرار دارد که برای رسیدن به آن، از طریق جاده، سه مسیر از جمله گردنه نوژیان، روستای سنگتراشان و سه راهی گاراژ ودامنه هشتاد پهلو از طرف خرم آباد مهیا است. قسمت زیادی از هر سه مسیر آبشار در محدوده مطالعاتي ، خاكي بوده و جادههايی با مشخصات فني بسيار ضعيف و فقط براي عبور يك ماشين و در فصول غير باراني مناسب دارد.

شنبه سی ام آذر 1392 | 17:18 | بابک بختیای |
.
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392 | 10:59 | بابک بختیای |

جشنواره‌ی یافته

خرم‌آباد؛ ۲۷- ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۲

 

 

انجمن کوه‌نوردان ایران و سازمان کوهستان بلند فرانسه (GHM) با همکاری هیات کوه‌نوردی استان لرستان برگزار می کنند

اين رويداد، از همكاري نهادها و سازمان‌هاي ديگري نيز برخوردار خواهد بود؛ نام اين سازمان‌ها پس از قطعي شدن حضورشان اعلام خواهد شد.

 

  • دیواره‌نوردی و کوه‌نوردی "پاک" (سازگار با محیط زیست) در کوهستان یافته

  • معرفی شیوه‌های نوین دیواره‌نوردی

  • گشایش مسیرهای نو

  • تبادل تجربه میان کوه‌نوردان ایرانی و خارجی، و فراهم سازی زمینه‌ی ارتباط‌های آینده

  • معرفی جاذبه های طبیعی و فرهنگی لرستان

 

ورود به خرم‌آباد: ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۲

جایگیری در پای دیواره‌ی یافته و دیواره‌نوردی و کوه‌نوردی: ۲۱ تا ۲۵ اردیبهشت

بازگشت به شهر خرم آباد: ۲۶ اردیبهشت

همه روزه، در کنار برنامه‌ی اصلی، گشت‌هایی برای بازدید از غارها، جنگل‌ها، کوهستان‌های مختلف، و آثار تاریخی و فرهنگی لرستان، برگزار خواهد شد. هزينه‌ي هر يك از اين گشت‌ها، بعدا اعلام خواهد شد.

 

لوازم مورد نیاز: وسایل سنگ‌نوردی و کوه‌نوردی، کیسه خواب، خوراک و ملزومات مربوط، کفش و پوشاک مناسب، کارت بیمه‌ی ورزشی.

ثبت نام: تا ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ . علاقمندان می‌توانند با دفترهای انجمن در خرم‌آباد (سيروس حسنوند؛ تلفن  ۰۹۱۶۳۶۱۱۲۱۴) یا تهران (تلفن ۶۶۷۱۲۲۴۳) تماس بگیرند.

هزینه‌ی شرکت در جشنواره: برای اعضای انجمن کوه‌نوردان ایران هفتاد هزار تومان و برای دیگران نود هزار تومان.

 

این برنامه، با حضور کوه‌نورد برجسته‌ی فرانسوی لادیسلاو (لسلي) فوسکو، و کوه نوردان خارجی دیگری از فرانسه و سایر کشورهای اروپایی برگزار خواهد شد.

.

چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 | 23:40 | بابک بختیای |

 

دیناروند دهلران.موسیان. پتکدیناروند و شمال خوزستان
شوهان مهران
رشنو یا رشنوادی ایلام و آبدانان
پیریایی یا پیرحیاتی ایلام
حیدری ایلام
هندمینی بدره
دوستان دوستان
زینی وند دره شهر
حسنوند دره شهر
کولیوند دره شهر
میر دره شهر
کاووسی موسیان
کایدخورده دهلران
سوری مهران
سگوند آبدانان و دشت عباس
ما ملایی آبدانان و هزارانی
کاوری یا کوری زرین آباد
بالوی دهلران
گلال زیری دهلران
ایسه وند دهلران
پیرانی آبدانان
سلیورزی یا سلاحورزی ایلام و آبدانان
بیات دهلران و مورموری
جودکی آبدانان
جابری آبدانان
سید ناصرالی دهلران و اناران
بیرانوند هلیوه
تیلاوی پلنگ آباد
حیدروند آبدانان
بازگیر گیچه
سورخه مهری صیمره
پایروند پلنگ آباد و بسطام آباد
کلانتر چغاپیکه
امیری چغاپیکه
سه سه دره شهر

جمعه هشتم دی 1391 | 20:47 | بابک بختیای |

سه شنبه هشتم فروردین 1391 | 18:42 | بابک بختیای |

سه شنبه هشتم فروردین 1391 | 18:42 | بابک بختیای |

خبرگزاري فارس: دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: بيكاري در ايران قابل درمان است، اما بايد همه مسئولان در اين زمينه تلاش كنند.


به گزارش خبرگزاري فارس از خرم آباد، محسن رضايي عصر در همايش تبيين جهاد اقتصادي كه در دانشگاه آزاد خرم‌آباد برگزار شد، اظهار داشت: ظرفيت هاي بزرگي در كشور وجود دارد كه مي توان از آنها به خوبي استفاده كرد.
وي افزود: با زمان تعيين كردن نمي توان مشكل بيكاري را حل كرد بلكه بايد راهكارها و برنامه هاي مدوني تهيه شود.
رضايي تصريح كرد: بيكاري در ايران قابل درمان است، اما راهكارهايي لازم دارد كه دولت براي رسيدن به اين راهكارها بايد اقتصاددانان و كارشناسنان را جمع كند و از آنها راهكار تقاضا كند ولي چنين اتفاقي هنوز رخ نداده است.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: رفع بيكاري در جامعه مستلزم تلاش و كوشش جهادگونه همه مسئولان است.
رضايي با اشاره به ديدگاه فدرال اقتصادي خود تصريح كرد: من معتقد به فدرال اقتصادي هستم چون هر منطقه‌اي از ايران و استاني و ايالتي فرهنگ خاص و اقليم خاص خود را دارد.
رضايي در ادامه به بحث هدفمندي يارانه‌ها اشاره كرد و گفت: در بحث قانون هدفمندكردن يارانه‌ها اگر بخش دوم آن عملياتي شود از مهم ترين طرح ها در كشور است.
وي تصريح كرد: نيمي از اين طرح عملي شده و نيم ديگر هدفمندي يارانه ها هدفمندي توليد و اشتغال است، كه هنوز رسيدگي نشده كه اگر در خرداد، تير و مرداد دولت اولويت را به مساله اشتغال بدهد هدفمندي يارانه بحث موفقي است.
رضايي گفت: پيشنهاد من براي مناطق محروم شامل دو بخش است، كه بايد قوي‌ترين استاندارها دولت در مناطق محروم باشند و بودجه خاص براي توانمندسازي اين مناطق در نظر گرفته شود.
رضايي گفت: در بحث سرپرستي وزرات نفت توسط رئيس‌جمهور ابهامات زيادي وجود دارد و از نظر عقلاني نيز ريسك آن بالاست و حتما رئيس جمهور براي اين كار دلايلي دارد.
رضايي گفت: در بحث چشم انداز دولت از نظر شاخص علم و توليد علم جلو، ولي در شاخص هاي ديگر چشم‌انداز عقب هستيم.

شنبه هفتم خرداد 1390 | 18:43 | بابک بختیای |

تهران نا امن ترين شهر و لرستان امن ترين استان كشور

 


آمارها از ميزان وقوع جرايم طي سال 83 در شهرها و استانهاي مختلف كشور نشان مي دهد كه تهران نا امن ترين شهر و لرستان امن ترين استان كشور است.
به گزارش سايت خورشيد، بر اساس آمارهاي منتشر شده از سوي نيروي انتظامي، از نظر ميزان جرايم، پس از تهران بزرگ به ترتيب قم، اصفهان، كيش، خراسان رضوي و خراسان جنوبي در رتبه هاي بعدي قرار دارند.
كمترين ميزان وقوع جرم نيز پس از لرستان به ترتيب در ايلام، كرمانشاه، همدان، بوشهر، زنجان و كردستان رخ مي دهد.
بر اساس اين گزارش، تهران بزرگ از نظر سرقت منازل نيز رتبه اول را به خود اختصاص داده و پس از آن به ترتيب اصفهان، خراسان رضوي، يزد، سمنان و قم در
رتبه هاي بعدي قرار دارند. در استان هاي خراسان جنوبي، خراسان شمالي،
آذربايجان غربي، اردبيل و كردستان نيز به ترتيب كمترين ميزان سرقت از منزل گزارش شده است.
اما در سرقت مسلحانه استان هاي سيستان و بلوچستان، كرمان، فارس، هرمزگان، خوزستان و تهران بزرگ به ترتيب بيشترين ميزان و زنجان، خراسان جنوبي، خراسان شمالي و چهار محال بختياري كمترين ميزان را به خود اختصاص داده اند.
اين گزارش هم چنين حاكي است، سال گذشته بيشترين سرقت اتومبيل در پايتخت اتفاق افتاد و استان تهران، قم، اصفهان، خراسان رضوي و قزوين در رتبه هاي بعدي قرار دارند.
كيش، خراسان شمالي، خراسان جنوبي و چهار محال و بختياري امن ترين مناطق از نظر سرقت اتومبيل طي سال گذشته بوده اند.

شنبه هفتم خرداد 1390 | 18:38 | بابک بختیای |


رحمانپور روز دوشنبه گفت: در هفتمین جشنواره ی موسیقی نواحی بخشی از موسیقی فراموش‌ شده ی منطقه ی زاگرس را اجرا خواهیم کرد که البته با موضوع محوری جشنواره نیز هماهنگی دارد. کاری که برای اجرا درنظر گرفته‌ایم بخش آوازی موسیقی لرستان است که هزاران سال پیش ساخته شده و سینه به سینه به ما منتقل شده است. مولفین و مصنفین این آثار خود مردم بوده‌اند که نسل به نسل به یکدیگر منتقل کرده‌اند.

 


ادامه مطلب
جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390 | 18:41 | بابک بختیای |

پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389 | 17:44 | بابک بختیای |

شنبه نهم مرداد 1389 | 18:44 | بابک بختیای |
در شرايطي دادستان بروجرد، شوراي تامين شهرستان بروجرد و برخي سياسيون آن شهر مقابل هفته نامه آفتاب لرستان موضع گرفته و اين نشريه را در دادخواست های جداگانه به همراهی با آمریکا و انگلیس متهم کرده اند كه منابع توليد مطلب طنز «افسانه ادل» در هفته نامه آفتاب لرستان، مطالب منتشر شده در نشريات شهرستان بروجرد بوده است


منبع: وبلاگ هفته نامه آفتاب لرستان
مديرمسئول هفته نامه آفتاب لرستان شنبه 28 آذرماه سالجاري در ارتباط با شكايت دادستان و جمعي از مردم بروجرد بمنظور درج مطلب طنز «افسانه ادل» به شعبه هفتم بازپرسي دادگاه عمومي خرم آباد احضار شد تا به سوالات بازپرس ملك پور پاسخ دهد.


حامد احمدي در ارتباط با اين احضار و توقيف هفته نامه آفتاب لرستان گفت: متاسفانه در شرايطي دادستان بروجرد، شوراي تامين شهرستان بروجرد و برخي سياسيون آن شهر در مقابل اين رسانه موضع گرفته و آفتاب لرستان را در دادخواست های جداگانه شان به همراهی با آمریکا و انگلیس متهم کرده اند كه منابع توليد مطلب طنز «افسانه ادل» در هفته نامه آفتاب لرستان، مطالب منتشر شده در نشريات شهرستان بروجرد بوده است. وی با بیان اینکه در دادخواست دادستان بروجرد آفتاب لرستان به پیاده کردن اهداف دشمنان اتقلاب متهم شده است گفت: گودرزی دادستان بروجرد برای متهم کردن آفتاب لرستان آنقدر عجله داشته است که بصورت چشم بسته و با ادبیاتی غیر از اصول نگارشی فارسی اینجانب را مجری اهداف دشمنان دانسته و آنقدر بدون مطالعه متن شکوائیه را تنظیم کرده است که بنده را برادر احمدی استانداری معرفی نموده و این در حالی است که احمدی استانداری الشتری است و ما خرم آبادی و هیچگونه نسبت فامیلی با هم تداریم. وي با انتقاد شدید از تصمیمات شورای تأمین بروجرد، نماینده بروجرد و سیاسیون این شهر گفت: در پرونده تشکیل شده بارها و بارها تلاش شده تا ایتجاتب به همسویی با آمریکا، انگلیس و دشمنان اتقلاب مرتبط نمایند و در این زمینه بدون اشاره به محتوای طنز مطلب فقط به پیاده کردن اهداف ضد انقلابیون اشاره شده است
.
وی با بيان اينكه در شماره ی 234 هفته نامه بهار بروجرد مطلبي با عنوان «شباهت بروجرد به افسانه جومونگ» به چاپ رسیده است گفت: در نشريات بروجرد و در شماره های متعددی در ستون های طنز و غیر طنز خود به شباهت بروجرد با سرنوشت جومونگ اشاره شده و آن ديار را به سرزمین «چوسان قدیم» تشبیه کرده بودند.


وي با بيان اينكه سعی و تلاش نگارنده این بوده که به دام توهین و افترا نیفتد و در واقع مبنای تمام مطلب گفته ها و موضع گیری های نشريات شهرستان بروجرد بوده است و برخلاف شبهاتی که در این خصوص به وجود آمده، به هیچ عنوان در این مطلب به آقای علاالدین بروجردی نیز توهین نشده است گفت: كم بودن سطح فرهنگ پذيرش فهم طنز در بين برخي افراد عامل داغ شدن تنور محافل سياسي، قضايي و اجتماعي شده است چرا كه همه می دانیم درج کاریکاتور اشخاص به استثنای مواردی خاص بلامانع است. هر چند در این مطلب بحث کاریکاتور نبود و تنها یک مونتاژ ساده صورت گرفته بود.


احمدي با بيان اينكه در شماره ی 234 هفته نامه بهار بروجرد آمده است: «…اما سرنوشت بروجرد شباهت زیادی با این افسانه دارد و مردم بروجرد را در خیلی از موارد به فکر فرو برده است؛ چوسان قدیم را از این کشور جدا نموده اند…ما بروجردی ها برای جومونگ و هدف والایش و نیز استان شدن بروجرد دست به دعا برمی داریم و از خداوند منان می خواهیم که دولت مردان و نمایندگان شهرمان هر چه سریعتر هدف والای این مردم را مورد اجرا گذاشته…» گفت: جالب تر اینکه مسئولان این نشریه خیلی زود از هول حلیم توی دیگ افتادند و در همین شماره از سر ذوق مصاحبه ای با مدیر دوبلاژ افسانه جومونگ به چاپ می رسانند که قابل تامل است!
احمدي با بيان اينكه آنچه دستمایه ی مطلب طنز آفتاب لرستان قرار گرفته چیزی بوده که خود آنها به آن اشاره کرده اند گفت: در شماره ی 236 هفته نامه بهار بروجرد در قالب طنز و در مطلبی با عنوان «دلجویی از جومونگ» از شخصیتی بیمار سخن به میان می آید که دچار توهم شده و «دون کیشوت وار» خود را جومونگ می پندارد و مي گويد: «… این حرکات را اول در ذهنش و بعد با چشم و ابرو، بعد با حرکات گردن، بعد با دست ها و خلاصه آخر سر با لگد زدن به دیوار و …به طوریکه چنان هیجان زده شد که رفت در قالب جومونگ و هیچ چیز را جز تلویزیون و جومونگ و حرکات رزمی را نمی دید که به یکباره تعادلش به هم خورد و با سر رفت توی جدول جوی آب و بیهوش نقش بر تنگاتنگ جدول و دراز به دراز طول جدول افتاد!»


وي افزود: در مورد ادعای برخی ها در مورد توهین به آقای بروجردی باید گفت این مسئله صحت ندارد و به هیچ عنوان چنین برداشتی منطقی و درست نیست و اين مونتا*ژ تصويري در واقع هیچ چیز از شأن و جایگاه ایشان نکاسته است و حتی می توانیم بر اساس آنچه هفته نامه بهار بروجرد به چاپ رسانده توهین واقعی را از جانب این هفته نامه ببینیم؛ چرا كه در آن نشریه و در تاریخ 31 تیرماه 1388 با درج کاریکاتوری رای مردم بروجرد را بار الاغی می بینیم که میخ اش جلوی مجلس به زمین کوبیده شده است.


مديرمسئول آفتاب لرستان افزود: در مورد نوشتن و بیان لهجه ی مردم بروجرد هم باید گفت توهینی صورت نگرفته است. و اگر این کار توهین است باید تا به حال بیشترین برخورد اول با داستان نویسان می شد که دیالوگهایشان را بر اساس لهجه می نویسند و دوم مجریان برنامه های رادیویی و تلویزیونی که روزانه به آن اقدام می کنند.


وی در ارتباط با لشکرکشی به خرم آباد نیز گفت: این مطلب از هفته نامه بهار بروجرد برداشت شد که در مطلبی توهین آمیز با عنوان «اندر مقوله ی دارالبهشت» آمده است: «…اگر دیر بجنبیم کلاهمان پس معرکه است و افراد «غیر» تا دارالحکومه ویژه قشون خود را پیاده می کنند و وجب به وجب این شهر را تصاحب می کنند و آن وقت بافت و اصالت و فرهنگ این شهر چندین هزار ساله به کلی عوض می شود…»
وي افزود: به هر حال می توان اینطور استنباط نمود که آنچه در آفتاب لرستان به چاپ رسید تنها و تنها تلنگری بود به همه که در شرایط حساس کنونی با هدف آگاهی بخشی و کنترل امور بیشتر حواس شان را جمع کنند و در دام گام نهادن بر خلاف مصالح ملی نیفتند.


مديرمسئول آفتاب لرستان با بيان اينكه در يكي از نشريات بروجرد در مطلب و تصويري كاملاً توهين آميز با عنوان «نسخه اسلحه كشي نماينده خرم آباد براي پيگيري مصوبات» در واكنش به صحبت هاي رحيمي نسب نماينده خرم آباد در مجلس شوراي اسلامي كه از ضرورت دفاع از حق و حقوق همشهريانش؛ ضرورت جلوگيري از انتقال نيروگاه سيكل تركيبي به هر نقطه ي ديگري غير از خرم آباد را گوشزد نموده بود، با توهين مستقيم به فرهنگ و ادبيات لرستان، خرم آبادي ها و نماينده شان را به گرزكشي و اسلحه كشي و كلاً خشونت ذاتي متهم مي نمايد و در كاريكاتور خود نيز تا آنجا كه امکان داشت همه چيز را به سخره مي گيرد اما با سكوت همشهريان ما و دستگاه قضايي روبرو مي شود.

 
جمعه یازدهم دی 1388 | 13:43 | بابک بختیای |


متن کامل مطلبی که باعث توقیف نشریه آفتاب لرستان شد را در ادامه بخوانید:



«بروجردی ها» با «جومونگ»

برای تصرف خرم آباد به توافق نرسیدند

آفتاب لرستان: امید مهرگان- بعد از جدایی سلسله از دلفان، بروجرد هم مهریه اش را به اجرا گذاشته است. به گزارش اقدس خانم، این روزها دوباره بحث جدایی بروجرد از لرستان تب و تاب تازه ای پیدا کرده و گویا این شهر تصمیم خودش را برای جدایی گرفته و حتی پادرمیانی ریش سفیدها هم دیگر آنها را منصرف نمی کند. کارشناسان طناز آفتاب لرستان در نشستی ویژه و غیر علنی بررسی این طرح را با 30 فوریت آغاز کردند و در جهت ریشه یابی این تصمیم و دلایل وجودی آن به نتایج جالبی رسیدند که از نظر می گذرد:

از آنجا که این بحث همیشه به صورت مقطعی مورد توجه مسئولان و مردم این شهر قرار می گیرد بر آن شدیم تا علت الوجود آن را کشف کنیم. به همین منظور طی یک کار پژوهشی، تمام ویژگی های این مقاطع خاص را که طی آنها این شعارها مطرح می شود، دسته بندی کردیم تا تفاوت را با زمانهای دیگر دریابیم و جالب است بدانید خیلی زود این تفاوتها آشکار شدند و همه چیز مثل روزِ روشن معلوم شد و بلافاصله برای جلوگیری از بروز دوباره ی آن، برنامه ای به تصویب رسید که به موقع خودش به آن خواهیم پرداخت.

شاید باورتان نشود اگر بگوییم تنها تفاوت بین زمانهای مدعی بودن بروجردی ها برای جدایی و زمانهایی که انگار این مسئله فراموش شان شده، در این است که در آن برهه ها تلویزیون فیلم های خاصی پخش می کند که آنها را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. آخرین سریالی که آنها را غیرتی کرده «سریال افسانه ی جومونگ» است که هنوز مدت زمان زیادی از پخش آن نگذشته است. جالب است بدانید اگر «جومونگ» و دار و دسته اش تصمیم گرفته بودند «امپراطوری یکپارچه ی گوگوریو» را تشکیل دهند بروجردی ها مسیر را اشتباه می روند و ساز جدایی کوک کرده اند. درست مثل «فرمانداری زوانتو» که البته همه دیدیم آخر و عاقبتش چی شد!

بگذریم از اینکه این عزیزان یادشان رفته که این ماجرا همه اش افسانه است و تازه گیریم که اینطور نباشد، باید پرسید: شما جومونگ تان کجا بود که با او هر جا دلتان می خواهد بتازید و فتح اش کنید؟!

البته از قول گزارشات تایید نشده ای که خبرگزاری اقدس خانم منتشر نموده اینبار همه چیز جدی است و آنها عزم شان را جزم کرده اند که قال قضیه را بکنند! بر اساس این گزارش، از سوی «کمیته ی آزادی بروجرد»، بروجردی ها مکلف شده اند که برای تقویت روحیه ی جنگندگی شان روزانه هر کدام 10 ساعت جومونگ ببینند و برای اینکه تکراری بودن این فیلم اراده ی آنها را در راهی که در پیش گرفته اند متزلزل نکند، آن را با لهجه ی خودشان دوبله ی مجدد کرده اند و نام «جومونگ» در این دوبله به «اَدُل» تبدیل شده است! این گزارش حاکی است تلاش زیادی صورت گرفته تا شخصی که به جای جومونگ(ببخشید، اَدُل) صحبت می کند اقتدار کلامی داشته باشد اما در نهایت هیچ کس شهامت حرف زدن به جای او را نداشت و چون گزینه ی مناسبی پیدا نشد برای متقاعد کردن کسی به انجام این مسئولیتِ خطیر، نام جومونگ را به «اَدُل» تغییر داده اند! که جالب است بدانید بر اساس دیالوگ آنچه پیش می رود با فیلم اصلی متفاوت است و گویا در فیلم جدید(!) «اَدُل» از تصمیم خود مبنی بر تشکیل «چوسان قدیم» با این دیالوگ که: «یی هَمَه بدبختی وِرَشیمونه؟!» کوتاه می آید و همه چیز به خیر و خوشی برای همه به پایان می رسد. عجیب تر اینکه در ادامه ی این سریال، «لیلا» به یکی از خواستگارهایش جواب مثبت می دهد و در «شمس العماره» جشن مفصلی برگزار می شود!

همچنین از شواهد چنین برمی آید که دعوت «جومونگ» به ایران کار بروجردی ها بوده تا با راضی کردن او به حمله به مرکز استان به اهدافشان برسند اما ایشان بلافاصله پس از بررسی شرایط نه تنها جواب رد می دهد، بلکه به صورتی دستپاچه و غیرمنتظره ایران را به قصد کشور خودش ترک می کند. البته بروجردی ها استفاده ی خودشان را کرده اند و جمع کثیری از آنها برای روحیه گرفتن، با جومونگ عکسِ تَکی گرفته اند و هر وقت دست و پایشان می لرزد به آن عکس ها نگاه می کنند اما باز توی دلشان می گویند: «کاش نِمِ رفت!»

بر اساس بررسی صورت گرفته مشخص گردید که در یک دوره ی دیگر نیز که این ادعاها مطرح شده اند، سریال «جنگجویان کوهستان» یا همان «لینچان» در حال پخش بوده که به سرنوشتی مشابه «افسانه جومونگ» دچار می شود!

راویان نه چندان معتبر شیرین سخن چنین حکایت کرده اند که از مدتها قبل بروجردی ها با سرمایه گذاری های کلان در پی استقلال بوده اند و حتی یکبار در کمال ناباوری تا نزدیکی خرم آباد هم لشگرکشی می کنند. آنها شبانه راه می افتند و نزدیکی های صبح به دروازه ی شهر(چغلوندی) می رسند. فرمانده ی آنها دستور می دهد همه به استراحت بپردازند تا صبح علی الطلوع با همه ی قوا شهر را به تصرف خویش درآورند. آنها به صورت ردیف قطاری دراز می کشند تا استراحت کنند. سربازی که نزدیکترین فرد به دروازه بوده پیش از خواب با خودش می گوید اگر اهالی شهر از محاصره باخبر شوند و حمله کنند، اولین نفر جان من به خطر می افتد. به همین خاطر آرام از جایش بلند می شود و به سوی دیگرِ صف می رود. سرباز کناری وقتی متوجه او می شود همه چیز را می فهمد و او هم همین فکر را می کند و آرام به سوی دیگرِ صف می رود... خلاصه همین طور این اتفاق تکرار می شود و آنها ساعتی بعد متوجه می شوند که به دروازه ی شهر خودشان رسیده اند!

از جمله برنامه هایی که مرکز استان برای جلوگیری از چنین تفکرات و "شیرشدن هایی" از تصویب گذراند این بود که از این به بعد تنها سریالهای ایرانی خانوادگی مثل «شمس العماره» و «دلنوازان» برای بروجردی ها پخش شود!

اگر همچنان به توهمات خودشان در این باره اجازه ی ظهور و شکل گیری دادند، فیلمهای سینمایی نظیر «اخراجی ها» و «جیب برها به بهشت نمی روند» برایشان پخش شود. و اگر مسئله با این فیلم ها هم حل نشد، کارتون هایی مثل: «پلنگ صورتی» «فوتبالیست ها» و «تام و جری»

و در نهایت اگر به هیچ صراطی مستقیم نبودند، سرزمین اساطیری لرستان را بگذارند و بروند هر جا که دوست دارند تا در اسرع وقت این خاک خوب زیر کشت چغندر برود!
جمعه یازدهم دی 1388 | 2:33 | بابک بختیای |
یکشنبه ششم دی 1388 | 22:13 | بابک بختیای |
یکشنبه ششم دی 1388 | 22:3 | بابک بختیای |
یکشنبه ششم دی 1388 | 21:56 | بابک بختیای |


برگرفته از کتاب فرهنگ مردم لرستان نوشته سعید شادابی

       در لرستان علاوه بر چهارشنبه سوری روز چهارشنبه آخر ماه صفر را نیز جشن می گیرند و معتقدند که همه باید در این روز شاد باشند و کینه ها را از دل دور کنند . زنان و دختران در این روز فالی دارند بنام« فال چهارشنبه سوری »یا« فال کوزه» که بصورت ذیل اجرا می شود:

     عصر روز شنبه ، کوزه ای را تا نصفه آب می ریزند و آن را رو به قبله زیر ناودانی قرار می دهند . صبح چهارشنبه هر کس با نیت و آرزوی خاص خود شی نشانه شده ای را درون کوزه می اندازد ، نشانه ها باید با هم تفاوت داشته باشند و هر کسی شی خودش را بشناسد ، نشانه ها معمولا انگشتر نقره ، سنجاق سر و سینه ، سنگ کوچک ، کلید و امثال اینهاست .

    غروب روز چهارشنبه که همه نشانه های خودشان را داخل کوزه انداختند ، دختر بچه ۶-۷ ساله ای را که پیراهن و چادر رنگ شاد (معمولاقرمز) پوشانده اند می آورند ، کوزه را زیر دامن یا چادر او گذاشته و همگی دورش جمع می شوند. ابتدا یکی از زنان مسن هفت « قل هو الله»  می خواند و سپس دختر بچه از یقه پیراهنش دست برده و یکی از اشیا را از کوزه بیرون می آورد و آنرا محکم در کف دست خود نگه می دارد . در این موقع یکی از زنان یا دختران حاضر در جلسه که نوبت دارد ، بیتی شعر می خواند ، شعر که قرائت شد دختر بچه مشتش را باز می کند و شی را به همه نشان می دهد . صاحب شی که صاحب فال نیز است از معنی و مفهوم تک بیت مذکور نتیجه نیک یا بد بودن فال خود را در خواهد یافت . اشعار معمولا از اشعار لری معروف در بین مردم لرستان است از جمله:

یا علی حنایی رسیم و مطلو
دلم ساکت بی ژ پژاره شو   (نیک و خوب)
خدا برسان روزی قلیانم
تماکو فروش بکه مهمانم     ( بد)

       در بروجرد ، الیگودرز و روستاهای اطراف آن گاهی از اشعار معروف فارسی نیز برای این فال استفاده می کنند :

  • سر کوه بلند فریاد کردم
  •  امیرالمومنین یا شاه مردان
  • امیر المومنین را یاد کردم
  • دل ناشاد ما را شاد گردان
 
شنبه پنجم دی 1388 | 16:0 | بابک بختیای |

 نگاهی به رسم و آداب عروسی در لرستان

(آداب عقد وعروسی درخرم آباد )

بخش اول

      مشاهده تصاویر عروسی سنتی در لرستان که در چند مطلب پایین تر از این متن آورده شد ، خود انگیزه ای جهت نگاه دقیق تر نویسنده به مراسم عروسی در لرستان که شامل بیش از ۱۰ مرحله با  آداب و سنن خاص خود است ، گردید . بدلیل جلوگیری از طولانی شدن بررسی آداب و سنن عروسی در لرستان آنها را در دو بخش بررسی خواهیم کرد .در این بخش به آدابی چون نافه بریه و دسگیرو، سرنجه گیرو، شیرینی حرونی، پشت عقد ، آو ازیفه و دست بوسو می پردازیم:

۱- نافه بریه (Nafa Boriya) و دسگیرو (Das Giro)

     هنگامی که نوزاد دختری در خانواده ای( در لرستان ) بدنیا می آید ، بعضا ناف او را بنام پسر بچه (معمولا از اقوام نزدیک همچون پسر عمو ) و یا جوانی از خانواده یا طایفه دیگر می برند این عمل را نافه برییه (Nafa Boriya) می گویند و از این زمان به بعد است که نوزاد دختر اصطلاحا دسگیرو (Dasgiro) و یا نامزد طرف مقابل می شود و از جانب پسر و خانواده اش هدیه ای بنام نشونه (Neshona) برای دختر می برند و با برگزاری جشن کوچکی از این هنگام به بعد تا عروسی دختر مذکور ، تهیه لباس و برخی از مایحتاج دختر بعهده داماد خواهد بود.

۲- سرنجه گیرو (Serenje Giro)

       هنگامی که دختری در لرستان به سن ازدواج رسید و بمناسبت های مختلف از سوی خانواده ها و اقوام و آشنایان بعنوان دختر دم بخت به دیگران معرفی و پیشنهاد گردید ، زنان و دختران به سن رسیده خانواده داماد به بهانه های مختلف به منزل دختر دم بخت می روند تا ضمن دیدن از نزدیک و ورانداز وی، او را مورد ارزیابی و سنجش نیز قرار دهند . این مرحله در اصطلاح لری سرنجه گیرو (Serenje Giro) نامیده میشود . واژه سرنجه در زبان لری بمعنی سنجد است  .

۳- شیرینی حرونی

         زمانی که دختر انتخاب شد در روز مقرر خانواده داماد مقداری شیرینی  بهمراه کله های قند و قواره ای پارچه و یک یا چند قطعه طلا به خانه عروس میروند تا با اهدا آن نامزدی وی برای پسرشان را رسمیت داده و مورد تایید و تاکید مجدد قرار دهند . پذیرایی این روز را اصطلاحا شیرینی حرونی می نامند و معمولا رفت و آمد داماد بخانه عروس تا روز عقد بندرت صورت می گیرد.

۴- پشت عقد و سیاهه

            پس از مراسم شیرینی خوردن ، دو خانواده در مذاکراتی رودر رو به بحث در مورد میزان شیربها و سایر مخارج و احتیاجات زمان عقد و عروسی می پردازند. دو طرف لیستی را که در آن  میزان شیربها یا مبلغ مهریه که اصطلاحا  آن را پشت عقد یا پشت نکاح نیز می نامند و سایر احتیاجات روز عقد و عروسی قید شده است بین دو خانواده عروس و داماد رد وبدل نموده و با توافق و رضایت به امضا مسئولان یا بزرگان خانواده ها می رسد . این لیست که سیاهه (Siyaha) نامیده می شود حتما به نام کلام الله مجید مزین است .

۵- آو ازیفه (Ow Azifa)

      یک روز قبل از مراسم عقد داماد اجناسی از قبیل روغن، چای ، قند ، برنج با چند راس گوسفند (که به دست و پا و پیشانی آنها حنا بسته اند و معمولا گلونی {Golvani - پارچه بلند رنگارنگ} نیز به گردن انها آویخته اند ) به همراه نوازندگانی که با ضرب و کمانچه و سینی حاوی اسفند  دود شده است، روانه خانه عروس می کند . این کالاها و اجناس ارسالی داماد را اصطلاحا آو ازیفه می گویند.

۶- آداب دس بوسو(Das Boso) 

         پس از توافق و امضا قرارداد بین دو خانواده عروس و داماد ، خانواده داماد طبق قرار قبلی معمولا یک شب را جهت ادای احترام و کسب رسمی اجازه عروسی و اذن پدر دختر به منزل عروس می روند . در این شب پس از صرف چای و شیرینی ، برای آخرین بار یکی از بزرگان طایفه داماد ضمن کسب اجازه از بزرگان و پدر طایفه عروس با جملاتی چون: خدمت رسیدیم تا با اجازه شما فلانی را به غلامی خود قبول کنید ، به کسب اجازه نهایی و رسمی از پدر عروس می پردازد و پدر دختر نیز معمولا به نشانه احترام با اظهاراتی چون : اختیار با خود شماست و انشالله مبارک است ، رضایت خود از این وصلت را رسما در حضور دیگران اعلام می دارد . بدنبال اعلام موافقت پدر عروس، داماد یا برادر داماد از بین جمع برخاسته و دست پدر دختر را به نشانه سپاس و احترام می بوسد و حضار با فرستادن صلواتی ضمن تبریک به یکدیگر به شادی و پایکوبی می پردازند.

ادامه دارد:


ادامه مطلب
دوشنبه سی ام آذر 1388 | 23:18 | بابک بختیای |
پل شهدا
شنبه هفتم آذر 1388 | 21:28 | بابک بختیای |

 

حتما شماهم در طي چند هفته گذشته شاهد بارندگي هاي پربار ومتوجه خيابان هاي مملو از اب شهر شده ايد.يكي دو هفته ايست بارندگي ها شدت يافته وشهر در طول اين مدت اينگونه مملو از اب شده است،ولي متاسفانه شاهد هيچ تلاشي براي رفع اين مشكل فصلي نبوده ايم البته اين مشكل محاصني نيز دارد از جمله انها تبديل ومشابهت خرم آباد به ونيز ايتاليا،بااندك تفاوتي!!!

جويي هاي شهر نيز مانند ديگر مكانهاي خرم آباد نزير :خيابانها وخانه ها و... متعلق به عهد...است وجوابگوي آبهاي سطي شهر نيست ولي اگر اين ابهاي سطحي در نقطه اي به ابهاي زيرزميني تبديل شوند(يهني به كانالهاي زير زميني برسندالبته اگر همچين چيزي وجود داشته باشد)خيلي خوب مي شود ويا اينكه يه جوري برخي از اين ابهاي سطحي را كه در قسمت شمال غربي شهر در ميدان 22 بهمن به درياچه كيوهدايت كنند كه شاهكاري ميشود براي خودش.اما هيف كه سر مسئولان شلوق است و دستشان بند!

راستي يك پيشنهاد خلاقانه نيز دارم كه بدنيست بگويم :از انجايي كه از موقعي كه درياچه كيو خشك شده وتمرينات تيم قايقراني نيزمختل شده است واين تيم براي تمرين وافتخار افريني براي استان مجبورندباصرف هزينه هاي هنگفت استخر كرايه كنند؛پيشنهاد مي كنم تمرينات خود را در خيابانهاي سطح شهر ادامه دهند!بااين كار به همشهريان نيز خدمات ميدهند!!! 

چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 | 0:58 | بابک بختیای |
جمعه یکم آبان 1388 | 17:4 | بابک بختیای |

 مفهوم کله باد از لابلای اشعار شاعران لرستان

(برگرفته از وبلاگ چکامه های نامیرا)      

        كله باد(kalahbad ): بادي كه در باور عموم مردم ديار لرستان اواخر بهمن ماه يا اوايل اسفند ماه شباهنگام خيز بر مي دارد و صبح كه مردم چشم مي گشايندغباري سرخ روي برف ها مي نشيند و خوره برف ها مي شود و بلافاصله برف ها را آب مي كند .

        شاعران لك زبان در مقابل حكمت «كله باد» يا «كله وا» سكوت نكرده و لب به سخن گشوده اند و كله باد را در مثنوي هاي بحررجز مربع مرفل خود سروده اند كه به بادسروده ها مشهور شده اند.

     سرزمين ايلياتي لرستان سال هاي قبل از 1300 هجري شمسي سرزميني كاملا دست نخورده و بكر بود به ويژه مناطق شمال آن كه در زمستان ها، قطبي ترين روزگار خود را سپري مي كرد.

    عموم مردم اين ديار شغل دامداري داشتند و ييلاق و قشلاق مي كردند دردشت گسترده ي كوهدشت محل زيست مرحوم تركه «ميرآزادبخت» و سرزمين سردسير الشتر محل سكونت «ملاهاي كوليوند و سياهپوش» به جز معدود روستانشيناني - كه در كومه ها يا كپرهاي به هم پيوسته زندگي مي كردند - خبري از دنياي شهرنشيني امروز نبود پاييز كه فرا مي رسيد مردمان سختكوش خود را براي روزسردكوتاه و شب قطبي طولاني و مرگ زاي پاييز و زمستان آماده مي كردند روزگاري كه نه خيابان بود و نه بوق وكرناي ماشين ها نه خبري ازاين ساختمان هاي آباد امروزي بود نه زندگي مدني، نه برق و نه آب نه جاده و نه راه نه ابزارارتباط جمعي نه تلفن نه راديو نه تلويزيون نه درهاي باز و نه پنجره هاي اينچنين و لوسترهاي زيبا .... همه ي اين ها حتي به صورت روياهايي سرگردان درذهن اين قبيله هاي شكسته خطور نمي كرد تمام زندگي مردم خلاصه مي شد در يك اتاق كوچك يا كومه اي به اندازه قد يك انسان ، اتاقكي بي زيرانداز كه نفس آدميان آن را گرم مي كرد.

     از اول پاييز تا آخر زمستان بعضي از سال ها برف هايي سنگين زمين را به تصرف خود در مي آورد اين برف لعنتي كه گاهي به آن «غَضو» (غضب)مي گفتند روزگار را بر مردمان شكم گرسنه- كه گاه با نان بلوطي رفع گرسنگي مي كردند- سخت مي كرد در چله ، چله ها ارتباط بين روستاها بسيار يخي مي شد ضعف گرسنگي و زور سرما مردم را به كنار اجاق هايي مي كشاند كه قرار بود هرگز خاموش نشوند چرا كه هم چراغ شب بودند و هم منقل روز .

  راستي كه انگار باطن زمستان هاي اين سال ها هم رفته است گويي آسمان فقط با نسل بي سلاح گذشته سر جنگ داشت، نسلي كه بي بالاپوش ابريشمين و زير اندازهاي پنبه اي شب را به صبح مي رساندند ، چه صبحي؟! صبحي كه وقتي چشم مي گشودند «درز» وترك درب چوبين كومه ها ،«چوزمل» (يخهاي بلورين آويزان) بسته بود .

  پاييز است و بعد از گذشت شش ماه از سال شش ماه كار و هروله در بهار و تابستان پي گله يا در مزرعه مرد ماكم كمك خود را آماده مي سازد تا براي استراحت جبري زمستانه اش - كه هيچ علاقه اي به آن ندارد – مقدماتي فراهم كند كه يكي از آن ها آوردن هيزم و انبار كردن آن برا ي روشن كردن آتشي است كه هر گز در طول اين شش ماه نبايدخاموش شود .

  زبان نرم و پر از استغاثه شاعر قلب و روح بي تكليف اورا آشكار مي سازد و به سرود وي لطافتي عرفاني و حزني انساني مي بخشد .

و حق پنج تن آل عبايين

ائمه عظام بوعشر اثنين

ژملك دامان باز هم آخيزكر

جنگ يخبنان الماسه ريز كر

«تركه مير»

       «تور ا سوگند مي دهم به پنج تن آل عبا راهنمايان پاك دوازده گانه يك بارديگر ازنشيب زمين برخيز و با يخبندان و سوز سرما در ستيزآي»

 اميد به زنده ماندن و بودن و گريز از فنا و نابودي! شاعر را به استغاثه مي كشاند تا كله باد را به غيرت اندازد و روياهاي بهاري اورا به حقيقت پيونددهد و او را از آرواره ي  دهشتناك زمستاني رهايي بخشد چراكه او هنوز مي خواهد زنده بماند هنوز ميل دارد تا پس از گذشت روزگاري سخت دوباره به ساحت دشت و دمن برود .

هني دل مايل سيران دشتن

هني دشت وينه روضه بهشتن

هني باغ محرم باغچه بنانن

نسيم شانه زلف سياه چمانن

«ملا حقعلي»

     «اي كله باد! بيا و نگذار در پنجه ي زمستان اسير بمانيم فرصت زيستن را از دست بدهيم چرا كه ..... هنوز دل ميل سياحت دشت بهاري دارد و هنوز دشت فرصت اين را دارد كه مثل باغ بهشت پر از گل و شكوفه شود و هنوز باغ مي تواند محرم باغبان باشد و نسيم صبح بهاري مي تواند شانه زلف دلبران سياه چشم گردد كه در نسيم تفرج مي كنند»

   راستي كه با وزش «كله باد» مي توان در قلب زمستان بهاررا باور كرد!

يك مقايسه كوتاه :

     از آنجايي كه مقايسه «كله باد» سرودها در حوصله  اين بحث نبوده است بنا نيست كه به تفصيل در خصوص اين مقال سخن گفته شود اما به صورت گذرا اشاره اي به اين موضوع خواهد شد باشد كه ديگران به تفصيل پي اين مجمل گيرند.

      در ميان شاعران لك زبان حداقل كساني كه ما به آثارشان دسترسي داشته و داريم تنها 3 نفر از بهترين شاعران لك زبان داراي «كله باد» سروده هستند.

  •  مرحوم تركه مير آزادبخت متوفا 1326 هجري قمري تحت عنوان كله باد با 74بيت.
  •  مرحوم ملاحقعلي سياهپوش متوفا 1327 هـ ق تحت عنوان كله باد با 14 بيت.
  •  مرحوم ملا منوچهر كوليوند تحت عنوان كله باد با 31 بيت.

       در نگاهي گذرا به اين كله باد سروده ها در مي يابيم كه كله باد سروده ي مرحوم تركه مير آزادبخت كه الهام بخش ديگر شاعران كله باد سرا شده است حكايت ديگري است زبان ساده و سخت بي تكلف مرحوم آزادبخت به راستي كه ترجمان حالات شاعرانه ي او در برابر زيستگاه و اكولوژي روزگار خويش است كله باد سروده ي او شعري است «جوششي» نه «كوششي» وي در اين كله باد سروده دردي جگر سوز را ناله مي كند كه با كمي دقت خواننده را باخود به حال وهواي يخ آلود آن روزگار مي برد صداي او صداي خودش و دردش واقعا" همان است كه زبانش به آن اعتراف مي كند در اين سروده چند وجهي اميدها و آرزوها تنگناها و تلخكامي هاي زندگي به تصوير كشيده شده است.

     آنچه كه از مطالعه كله بادهاي ملا منوچهر و ملاحقعلي سياهپوش استنباط مي شود صورت كوششي آن هاست! سوزي كه در سرايش بيت بيت كله باد «تركه مير» حس مي شود در كله بادهاي اين دو شاعر جاي پايي ندارد

       مرحوم ملا منوچهركوليوند دركله باد سروده ي خود پس از معرفي خود «كله باد» مسير حركت آن تا رسيدن به ديار الشتر را يكي يكي نام مي برد و آرزوهاي وصال آن را حسن ختام كلام خود مي كند .

       ملاحقعلي سياهپوش نيز در كلامي كاملا" ادبي و هنري وبا مطلعي زيبا به تعريف خود كله باد مي پردازد ودر14 بيت كله باد و حكمت ومعجزه اورا آهنگين و با موسيقايي تمام به تصوير كشانده ودر پايان با استغاثه ي زيبايي كه ناشي از دغدغه بودن و جاودانگي انسان است كله باد را فرا مي خواند و آن را از آيات رحمت خدا مي داند .

        در حوزه موسيقي خوانندگان لر كله بادها را به تصنيف كشيده اند «فرجي» كله باد ملاحقعلي سياهپوش و عليرضا نادري «كله باد تركه مير» و «ملاحقعلي سياهپوش» را درتصنيف هاي زيبا اجرا نموده اند و ايرج رحمانپور وشكارچي هم كاست كله باد را تنظيم و به بازار موسيقي لري عرضه نمودند كه خود يكي از شاهكارهاي موسيقي لري است.


جمعه یکم آبان 1388 | 16:36 | بابک بختیای |
.

     میرنوروز

     آنچه از اشعار نغز و زیبای «میر نوروز» برمی‏آید، وی شاعری خوش قریحه بوده، که زیبایی‏های هستی از چشم وی دورنمانده و از این منظر در حد وسع، اشعاری سروده است. این شاعر طبیعت‏گرا که به عنوان شاعری عاشق‏پیشه در بین توده‏ها، شهرت دارد. خوبی‏ها و بدی‏ها و روش‏های مختلف زندگی مردم را در قالب شعر درآورده است.وی شاعری شیعه مسلک بوده، که تأثیرات فراوانی در بین استان‏های لرستان و ایلام و خوزستان از خود به جای گذاشته است، تا آن جا که، هنوز بعضی از طوایف لرمویه‏ها، و سرودهای خود را بر مبنای اشعار حزن و طرب‏انگیز او می‏سرایند و می‏نوازند.

       آنچه از محتوای دیوان میرنوروز برمی‏آید، این نکته هویداست که او با زندگی ایلیاتی و یکجانشین هر دو آشنا بوده است. و در ضمن سفرهای طول و دراز این شاعر از مسیر خرم‏آباد تا پیشکوه و پشتکوه ایلام (دهلران) جهت گذران زندگی در لبالب سخنان منظوم وی نهفته است. وی در ادامه سفر خود، سری به خاک شیراز کشیده است و از الطاف و انفاس قدسی حافظ و شیراز، حظی وافر برده است.و در آن جا زیبارویی را به زنی گرفته و بعداً وی را نیز طلاق داده است.

       تاریخ تولد میرنوروز کاملا مشخص نیست، ولی از آن جا، که او نوه احمد فرزند شاهوردیخان (متوفی به سال 1006 ه.ق) است، احتمالا در اواخر حکومت شاه سلیمان یعنی حدود سال‏های 1103 یا 1105 ه.ق به دنیا آمده است تا آن جا که در سال 1133 که مقارن با پایان دوران شاه سلطان حسین صفوی و ستمگری و تعدی حکومتیان وقت به مردم مظلوم و بی‏گناه بوده، که به همین دلیل، وی گفته است:

یکصدوسی و سه از بعد هزاری

بگذرد بر من به سختی روزگاری

     البته، مرحوم اسفندیار غضنفری نوشته است: میرنوروز در عهد سلطنت شاه طهماسب دوم، مقارن هجوم افاغنه و ظهور (نادرشاه افشار) می‏زیسته است» (1)قرائن هم، گواه بر این مطلب بوده، زیرا در اواخر حاکمیت صفوی، شیرازه کار از دست پادشاهان صفوی خارج شده است و این امرای لشکر و ایالت‏ها بوده‏اند که به نفع خویش، مالیات‏ها را افزایش و ظلم‏ها و اجحافاتی را بر مردم مستضعف آن روزگار، روا داشته‏اند تا آن جایی که، شاعر می‏گوید:

تن برهنه در بن غاری چو خفاش

بهتره زدیدن روی قزلباش

و:

تف دری دس پتی ارکرشایی

چی قرون شاه سلیمون ناروائی(2)

         اگر به تاریخ صفوی توجه کنیم بعد از مرگ شاه عباس صفوی، بقیه جانشیان وی افرادی بی‏کفایت و نالایق بودند، تا آن جا که در عیش و عشرت غرق بوده و از شیوه حکومتداری، کاملا غافل بودند، به طوری که شاه سلیمان و پسرش شاه سلطان حسین صفوی هر دو از پادشاهان خوش‏گذران بوده‏اند و در این دوران، همانطور که شرح آن به اختصار رفت، اعوان و انصار حکومتی ستم‏های زیادی بر مردم روا می‏داشته‏اند و همین اعمال باعث شورش افاغنه بر ضد این دولت شد و در نهایت شاه سلطان حسین را از اریکه قدرت به زیر کشیدند. میر نوروز که در چنان عصر اسفناکی زندگی می‏کرده است، با توجه به آن که فقر و فاقه، دامن او را نیز گرفته بود، اما به عنوان یک شخص آزادیخواه اشعاری را برای تسکین دردهای درونی خویش به زبان جاری کرده، به طوری که چنین می‏سراید:

چرخ سرگردان ز سرگردانی من

باد بی‏سامان ز بی‏سامانی من

خاطری کاین بار غم بر وی نشستی

گر ستونش بی‏ستون بودی شکستی

و ارکشیدی کوهکن این بار اندوه

باد می‏بردش چو گرد از دامن کوه

        تاریخ از شاه سلطان حسین چنین یاد می‏کند: شاه سلطان حسین مانند پدرش، پرورده حرمسرا بود و آگاهی چندانی از اوضاع کشور نداشت. وی فرمانروایی خرافاتی و زودباور بود که زود تحت‏تأثیر گفتار دیگران قرار می‏گرفت. این خصایل سبب شد کسانی که در پی کسب قدرت بودند از وجود او برای رسیدن به اهداف خود، بهره گیرند. عدم دل‏بستگی جدی شاه سلطان حسین به اداره امور کشور، پیامدی مصیبت‏بار برای دولت صفوی داشت. در داخل کشور، این روش سبب بالاگرفتن فساد و آشفتگی در ولایات شد. راهها ناامن بودند و مأموران دولت که هیچ نظارت درستی بر آنها وجود نداشت، به دلخواه از مردم باج می‏گرفتند. ارتش از هم پاشیده بود و تشریفات دربار، هزینه‏های گزافی به بار می‏آورد که همه آن‏ها، از مردم گرفته می‏شد.

      به دلیل آشفتگی وضع دربار، خرابی سازمان ارتش به ویژه در مناطق مرزی و عدم نظارت دولت بر امور، مخصوصاً امور ایالات مرزی و دوردست، پس از مدتی در پاره‏ای جاها شورش‏هایی روی داد. مهمترین این شورش‏ها، شورش افغان‏های ساکن قندهار بود که سرانجام برافتادن دولت صفوی را در پی داشت. (3)میرنوروز در دشت جایدر پلدختر بوده و بعد از سیر و سیاحت‏ها در لرستان و خوزستان و شیراز، بالاخره در سرزمین خون‏گرم دهلران، دیده از جهان، برمی‏بندد.

یکی از ویژگی‏های مهم شهر میرنوروز آن است که با وجود آن که مردم زمانه‏اش، اکثراً فقیر و دامدار بوده‏اند ولی ایشان، زیبایی‏های زندگی آن مردم پابرهنه را برایشان به تصویر کشیده است تا آن جا که:

1- سرسرا و کی نایکش کولا بونی

مشک شیراز بزنی و درس بخنی (4)

2- مردمونی هل خو درکرکونه

ساوه‏شان برز و بلن کولارمونه (5)

3- هل خویی دیده‏ام دناصرلی

چون بهری سلم کند از راه خالی

4- هل خویی دیده‏ام درامهرمز

صو سفید پیشی بنوش ایواره قرمز

5- عاشقم و دختری د ملک مموس

گردنش خالخالی و سینش پلنگپوس

6- هله‏هل کوچکه‏دا دخترونی

عسل آوینیه مغزگردکونی

7- ایمروز ی و قدم د توی جومه

بدنش چی تخم‏مرغ و چشم اومه

    عصر میرنوروز، دوران جامعه‏ای ایلیاتی بوده است، از آن‏رو طبیعت‏گرایی، شکار، دیدبانی از کوه‏های بلند و نکته سنجی‏ها در همه‏جای اشعار او، به خوبی، موج می‏زند.

از جمله اشعاری که در سینه مردمان به یادگار مانده است؛

1- تعریف گلی میکن دو گله‏داران

گله‏دار و بارکردن گل من دبیابو

یعنی، تعریف گلی زیبا می‏کنند در میان گله‏داران، گله‏دارها بار کردند و گل زیبا در بیابان ماند.

2- پری دیم و جومی و دمش

خوین ناحق مینیا چشای مسش

3- بری هل دیعه‏رتن سی آوه شیری

عمشو ساوه سیاه کل گرمسیری

4- سوزه‏ن و صد بخر سفید و پنجاه

بنیتو و سرسوزه کتی د بغداد

5- زربی زینت بی دختر بهاوی

مار دیمی بزنت بیوه نهاوی

6- بیخ دندون قرقره لب شیرماهی

مه ایمرو میهمونتم خواهی نخواهی

7- خرموه خرم دله جا کی لرونه

هر کجا لر بچه شیرین زبونه

    میرنوروز در دیوانش وقتی به قصیده «وصف جمال یار» می‏پردازد، حقیقتاً زیبایی‏های وجود عاطفی و لطیفه زنان را به خوبی تشریح می‏کند، ولی هر آن چه از زیبارویان دیده است، آنها را به بهترین و نازک‏ترین طبع، آن را به شعر سروده است.

به طور مثال:

لحظه‏ای ساکن شدم در پای سروی

چشم من افتاد بر رعنا تزروی

گیش حلقه حلقه ونه ورودوش

ماه نو خجل منه زطاق ابروش

نازکی،نرمی، تری، تازه لطیفی

ترش و شیرینی، خوشی خوبی ظریفی

صفحه پیشانیش چون جام جمشید

خوش صفا و جان فزا چون صبح امید

چشیاش چی چش آهوی تتاره

این چه ناز و این چه غمزه چه خماره

دُر دندان چون صدف شفاف و محکم

هر دو لب چون برگ گل چسبیده برهم

این دو پستان یا حباب یا سیب خوانسار

این چه نارنج اینچه لیمو اینچه گلنار

ساق پا یا لاله‏ای که از بلوره

این چه عکس و این چه شیشه اینچه نوره

جفت رانش مثل شاخ صاف رسته

سم آهو در میانش نقش بسته

      میر نوروز احتمالاً بعد از آن که سلسله صفوی را روبه افول می‏بیند، اشعار نغزی در قصیده »دگرگونی‏های روزگار» شکوه‏ها سرمی‏دهد و عادلان و ظالمان را، همه نابودشدنی می‏داند و فقط خدا را مالک حقیقی دانسته، که در روز حشر، پایان واقعی و حقیقی عمر موجود را تعیین می‏کند. وی چنین می‏سراید:

یاوران از ظلم این گردون غدار

این کهن زال غلط بخش فسونکار

سرنگون با ای سپهر پست بدکیش

هر که خورد از نوش او آخر خوردنیش

کو کیومرث و کجا تاج کلاهش

شوکت جمشید کو، کو تختگاهش

شوکت و فر و شکوه بهمنی کو

آن همه مایی کجا رفت آن منی کو

با همه دارنده و نادار و دارا

می‏نکرده این جهان هرگز مدارا

کو کجا بهرام گور و کو سمندش

کو سخاوت، کو شجاعت، کو کمندش

گورکن بر گور او آخر نزد خشت

کشت گم اندر صف گوران آن دشت

بی‏وفا دنیا اگر بودش وفایی

بود با پرویز و شیرینش بقایی

گنج باد آورد باد آورد هم برد

رفت شاپور و نکیسا باربد مرد

روز محشر در حساب ناامیدی

این ترکانی که امداد یزیدی (6)

     بعضی از مردم زمان میرنوروز ضمن زندگی ساده ایلیاتی، رفتاری خلاف اخلاق متعالی نیز داشته‏اند، با تورق در صفحه 28 دیوان میرنوروز به قلم اسفندیار غضنفری صحت و سقم آن را درمی‏یابیم، که این دو بیت شعر چنین است:

نه تو گتی ره ندارد حجرونه

مر یه نی جا ماملی سودا گرونه؟

نه تو گتی حجرونه کمرخار

مریه نی سوداگری زش او ما و هار؟

(معنی: تو می‏گفتی، اینجا کوهسار است و بیراهه- مگر نه این است، که یک شکارچی از آن سرازیر می‏شود؟ تو می‏گفتی، اینجا کوه خار است- مگر نه این است، که محل بیع و شرای سوداگران است؟)

      در میان اهالی پیشکوه و پشتکوه، کوه فیلمو معروف به کوه میرنوروزاست. کوهنوردانی که از آن جا عبور کرده‏اند، چشمه و درختان میوه و حوض‏های سنگی و جایگاه انسانی که میرنوروز درست کرده است، را در دل طبیعت دیده‏اند، که همه آثار آن شاعر طبیعت‏گرا و عاشق‏پیشه بوده که تاکنون پابرجا هستند. وی حتی بارها بین کوه فیلمو و باغ قیصر بیر، درحواشی گرز لنگر دره شهر، رفت و آمدهایی داشته و حتی قصیده وصل جمال یار در دیوان وی، صحت این گفته را تأیید می‏کند.

      آنچه که از روایات سینه به سینه برمی‏آید، میرنوروز بر اثر عاشق‏پیشگی و زبان حاضر جوابی، در اواسط عمر، به روایتی محکوم به تنها زیستن شده است تا جایی که گویند در همان کوه فیلمو، خودش و همسرش و کنیزش زندگی می‏کرده‏اند.،که چند نفر از جوانان غیرتی بعضی از ایلات که از نیش زبان میرنوروز به تنگ آمده‏بودند، با خود هم داستان می‏شوند که بدترین اهانت‏ها را به خانواده میرنوروز روا دارند. بالاخره سراغ او می‏روند و اسیرش می‏کنند. آنها به میرنوروز می‏گویند ما را به خانه‏ات ببر تا سزای اعمالت را ببینی. میرنوروز که قضیه را جدی می‏بیند با توجه به صدای زیبا ودلکشی که داشته درحوالی منزل، شروع به آوازخواندن می‏کند و با نوعی اشعار علی دوستی (اریه) می‏گوید:

کوگ کوهسار بازآمد به نخجیر

اگر وفاداری کنج خلوتی گیر

    با این بیت شعر، پیام می‏دهد که ای همسر باوفا، دژخیمانی در راهند، تو خود را از وجود نامقدس آنها پنهان کن، تا آنها فقط کنیر را ببینند، آن افراد وقتی به خانه میرنوروز می‏رسند با کنیزی روبرو می‏شوند. بالاجبار او را رها می‏کنند. راویان محلی می‏گویند بعداز آن که مهاجمان از محل دور شدند «شیرین» زن میرنوروز از مخفیگاه بیرون می‏آید و به میرنوروز می‏گوید:

هم وفادارم و هم قد بسته وفایم

ارو دوزخ بروی خود وانهاتم

فقر میرنوروز

میر نوروز درباره تنگدستی خود، چنین می‏سراید:

نیست سامان معاشم را بهائی

همچو سامان حباب آب و هوایی

خوردنی، پوشیدنی در خانه ما

سرما و گرما بود، سودا و صفرا

فرش‏ها چون خانه زنبور پرنیش

خار و خاشاکی که پهلو می‏کند ریش

از غذا درخانه ما این رسومه

در زمستان یخ به تابستان سمومه

سفره شد برچیده از نادیدن نان

دیدنش نادیده چون نادیدن نان

دیگ از بهر غذا سرد و سیه‏پوش

همچو معده مرده سرد افتاده از جوش

شد فضای مطبخ ما ز مهریری

نه خبر از آتش و نی از خمیری

لنگری از بسکه شد بی‏لنگر از آش

می‏برد باد نفش چون ذره از جاش

زانتظار پختن چشمان کفگیر

مانده درحسرت چو چشم عاشق پیر

رفته ار چشم پیاله آب دستار

چون کف دست یتیمان خالی و خوار

تازه همچون تازه نخ سرد و بی‏تاب

دیده پشتش جای نان شب قرص مهتاب

درنماز ما نیازی نیست جز نان

ذکر ما از بهر نان حنان و منان

نان جو چی قرص مه ببینم گهگاه

نان گندم چیزیه گوین به افواه

       باتوجه به اشعار بالا می‏توان نتیجه گرفت، عموم مردم آن زمان با فقر و بدبختی دست و پنجه نرم می‏کردند. با توجه به آن که میرنوروز در ابتدا، شاعری نکته‏سنج و از میان دلخوشی‏های روزگار، بیشتر به عشق به معنای اعم و اخص پرداخته‏است اما هرچه است شاعر لرستانی، تجربه‏اش بیشتر شده، بیشتر به بی‏وفایی دنیا و زیبارویان و مردم زمانش و حتی دگرگونی روزگار و حکام آن واقف می‏شده‏است. به همین خاطر، کششی باطنی وجدان، وی را اندک اندک به طرف معبود حقیقی هدایت کرده‏است. تا آن جا که اشعار میرنوروز به عنوان حقیقتی آشکار شکل پیدا می‏کند. اگر با دیدی جامعه‏شناختی و روان‏شناختی، مردم آن دوره را مورد مطالعه قرار دهیم به وضوح درک می‏کنیم که ناامنی و عدم امنیت وی را به گوشه‏گیری و زندگی روزمره کشانده‏است، به طوری که شاید، هر گروه و فردی فقط به نجات خویش می‏اندیشیده و در لرستان و ایلام آن روزگار، مردم فقط ازطریق دامداری و ایل و کوچ، زندگی را سپری می‏کرده‏اند. از بهترین نقل مجالست و موءانست مردم، گفتن شعرها و هجویات و آنچه به چشم می‏آمده ازنظر میرنوروز مخفی نمانده است و دریک جمله باید گفت: میرنوروز، شاعر طبیعت است که رنگارنگی فصول طبیعت، با تغییرات و تحولات سیاسی- اجتماعی مردم زمانه‏اش همنوا شده و اشعار نغز وی، رنگارنگ و متناسب با شرایط مکانی و زمانی، بردل مخاطب‏اش می‏نشسته‏است.

پی نوشت‏ها:

1- دیوان میرنوروز، ص21

2- تف و لعن بر فقر و تهیدستی، اگر فرزند پادشاهی هم باشی، زیرا فقیری و دست خالی بودن، همانند واحد پولی زمان شاه سلیمان، ناروا و بی‏ارزش است.

3- تاریخ ایران(2) دفتر برنامه‏ریزی و تألیف کتاب‏های درسی، 1377، صص 17 و 8.

4-5- دیوان شاعر، صفحه 28، به تصحیح اسفندیار غضنفری.

6-58کلیات دیوان میرنوروز، گردآورنده: اسفندیار غضنفری، نشر رشنو- بهار 1365.

1- اسفندیار غضنفری (امرائی)- کلیات دیوان میرنوروز رشنو، سال 1365.

منابع:

2- دیانوش چراغی- بازشناخت شاعری از جنس آتش (نگاهی به شعر و زندگی میرنوروز)- پیش شماره سوم، گفتار سبز. مورخ 27 آذرماه1382، صفحه7

3- مصاحبه با علی آقا محمدیان، شاعر محلی دهستان ارمو- دی‏ماه 1382.

4- مصاحبه با خانم مهناز شعبانی، از افراد آشنا به سرودها و مویه‏ها محلی (ادبیات شفاهی لک، لر و کرد) شهریور 1382.

5- دفتر برنامه‏ریزی و تألیف کتاب‏های درسی، تاریخ ایران(2) 1377.

جمعه دهم مهر 1388 | 15:34 | بابک بختیای |
تصاوير ديدني از ايران ما: ميراث لرستان
پل قلعه حاتم بروجرد

قلعه تاريخي فلك الافلاك ـ خرم آباد ـ دوره ساساني

پل كشكان منطقه چگني- اوايل اسلام

پل گاوميشان مربوط به دوره ساساني شهرستان پلدختر

امام زاده قاسم ازنا - دوره ايلخاني

مسجد جامع بروجرد اوايل اسلام

پل شاپوري در قسمت جنوبي شهر خرم آباد - دوره ساساني

پل دختر ورودي شهر پلدختر دوره ساساني

پل سي پله شهرستان کوهدشت دوره ساساني

مناره آجري

مسجد امام (سلطاني) بروجرد ـ قاجاريه

 
منبع: سايت ميراث فرهنگي استان لرستان
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 | 10:51 | بابک بختیای |
يلات وطوايف لرستان

ايلات وطوايف لرستان:

 لرهاي لرستان به سان ساير نظام هاي ايلي و قبيله اي به ايلات و طوايف گوناگوني وابسته هستند و امروزه در نتيجه تحولات پنج دهه اخير ، ساختار اجتماعي آنها دچار دگرگوني فراواني گرديده است و كمتر ، موقعيت اجتماعي افراد براساس نسب و وابستگي هاي خانوادگي و طايفه اي مورد توجه قرار مي گيرد و بيشتر پايگاه اجتماعي آنان بصورت اكتسابي بوده و از راه وراثت و نسب مشخص نمي گردد .

طايفه جودكي:

  • آقا رضايي / تيره هاي وابسته

  • آقا ميرزايي / تيره هاي وابسته

ايلات دركوند:

  • مير

    • ميرآواس / تيره هاي وابسته

    • ميرعاليخاني / تيره هاي وابسته

    • تيرهاي وابسته / تيره هاي وابسته
       

  • بهاروند

    • مرالي ون ( مراد علي وند ) / تيره هاي وابسته

    • كردلي ون ( كردعلي وند ) / تيره هاي وابسته

  • قلاوند

    • متاون / تيره هاي وابسته

    • شون ون/ تيره هاي وابسته

    • ميرزا ون/ تيره هاي وابسته

    • تيره هاي وابسته/تيره هاي وابسته

 

ايل پاپي :

  • هادي -   تيره هاي وابسته

  • مناصر  -  تيره هاي وابسته

طايفه چگني:     تيره هاي وابسته

 

طوايف غير چگني در منطقه چگني:

  • تيلاوي(طولابي)   

  • امير

  • حيات غيوي ( حيات غيبي )

  • يرحياتي

 

ايلات و طوايف طرحان و رومشگان:

  •  امرايي

  • سوري

  •  آزادبخت

  • كوشكي

  • آدينه ون ( آدينه وند)

  • گراون ( گراوند )

  • طوايف وابسته


ايل سگوند:

  • عاليخاني

  • دالون ( دالوند )

  • كاي رحمت ( قائد رحمت )

  • ياراحمد

  • آروان

 

ايل بيرن ون ( بيرانوند ) :

  • آلاهينان

    • مال اسي ( مال اسد ) / تيره هاي وابسته

    • مال قوا ( دو سه احمد ) / تيره هاي وابسته

    • شمسين( شمس الدين ) / تيره هاي وابسته

  • دشاينان

    • تيره هاي وابسته

 

ايل دلفان ( دلفو ):

  • ميروك

    • مال مومه

    • شاهي ون

  • ايوتوند ( ايتي ون )

  • اولاد قوا ( اولاد قباد )

  • نيرالي

  • كاكاون ( كاوند )

  • سنجاوي ( سنجابي )

  • فلك الدين

  • چوآري

  • كرمعلي

 

ايل حسنوند:

  • دوله شه

  • مي يفر

  • كاكول ون

  • خوانين

  • پولا

  • زودار ( زيودار )

  • سياه پوش

 

سلسله :

  • طايفه كولي ون

    • فرخ  شه

    • اصلو شه

    • بمار شه

    • كرم  شه

  • طايفه يوسفوند

    • چهار تخمه

    •  پيركه

    • تركاشون

    • حق نير

 

طايفه قلايي :

  • مرحيم

  • ماشم

  • ياره

  • احمد

  • لركه

طايفه گله دار :

  • ويس وند

  • مول او

  • كرم

  • خميس ون

  • صحرايي

طايفه رك رك :

  • وژ زردي

  • دلي

  • زالوك

  • زعون

  • گرز گرزي

  • اورنگي

  • كاكي

اقليت هاي غير لر:

سادات :

 

نام

زیستگاه

 

شهنشي وند

خرم آباد ، اطراف آن

 

طاهروند

خرم آباد تجره چنگايي

 

قاسم وند

خرم آباد

 

خلفوند

خرم آباد ، يا هر  دو رود ، سيلاخور

 

ندروند

انگشته ، خرم آباد

 

شهر خوند

خرم آباد در بين طوايف جودكي ومير

 

مرتضي وند

دزفول و تعداد ي در بين طايفه قلاوند

سادات:  

 

نام

زیستگاه

 

جزايري

خرم آباد

 

طباطبايي

بروجرد

 

زروني

چگني

 

چم داويد

چگني

  

لوتي ها :

 

تیره

وابسته به طایفه

 

للكه

چگني

 

بيساوند

خرم آباد كرگاه

 

كنار

قلاوند

 

حيدر

جودكي مير

 

شمسه

پاپي ، سگوند

 

يادگاري

سلسله

 

مراسل

طوايف طرحان و رومشكان

 

شامري

مير

 

روز بن

بيرانوند

 

ايل بختياري چهار لنگ:

  • محمود صالح

    • ممزايي

    • محمود صالح

    • عمله جات

    • طوايف ميانكوه

     

  • مميون ( مميوند)

    • عيسوند

    • بساك

    • پولادوند

    • عود الون

     

  • كنورسي

    • زنگنه

    • كرد

    • ولواسي ( ابوالعباسي )

    • بکرد زنگنه

    • جانكي

    • منجيني

    • طوايف وابسته به ممبيني

     

  • زلكي ( زلقي )

    • تالي

    • هزاروسي

    • طوايف وابسته به زلقي

بازگشت

پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 | 17:24 | بابک بختیای |
مواد آبگوشت لری
  • گوشت آبگوشتي ۵۰۰ گرم
  • نخود و لوبيا سفيد ۲ پيمانه
  • بادمجان سرخ كرده ۲ عدد
  • پياز بزرگ ۱ عدد
  • سير ۴ حبه
  • كشك ۲۵۰ گرم
  • نمك و زردچوبه و نعنا خشك به ميزان لازم
  • روغن مايع به ميزان لازم
روش پخت
نخود و لوبيا را از شب قبل خيس كنيد و هنگام پخت غذا، آب آن ها را خالي كنيد و بشوييد.گوشت، نخود، لوبيا سفيد، نمك، پياز خرد كرده و حبه هاي سير را با ۵ پيمانه آب خوب بپزيد.پس از اينكه يك ساعت از پخت آبگوشت گذشت، زردچوبه را بريزيد و نيم ساعت مانده به پايان پخت آبگوشت، بادمجان هاي سرخ شده راهم اضافه كنيد. در آخر، كشك را اضافه كنيد تا چند جوش بزند.كمي نعنا داغ درست كنيد و در آبگوشت بريزيد. وقتي آبگوشت كاملا جا افتاد ، آب آن را در ظرف هاي جداگانه بكشيد. گوشت، بادمجان، لوبيا و نخود را نيز با هم بكوبيد و با سبزي خوردن و نان سنگك سرو كنيد.
به اين آبگوشت به زبان محلي " دو گوله دودار" گفته مي شود و در فصل سرما بسيار طرفدار دارد و از نظر مواد لازم براي بدن بسيار غني و در عين حال، خوشمزه و دلچسب است.
چهارشنبه دوم بهمن 1387 | 23:9 | بابک بختیای |

گذری کوتاه برشرح حالی از مير نوروز شاعر شهير لرستانی

میر نوروز کیست؟

مه میر نوروزم میر دیاری    کل تور سی مردمو کنم سواری

 
ادامه مطلب
یکشنبه دهم شهریور 1387 | 17:6 | بابک بختیای |
درباره وبلاگ

سلام.
خوش آمد میگم خدlت همه عزیزان امیدوارم لحظات خوبی رو دروبلاگ خودتون داشته باشید .

هدف من از به راه انداختن این وبلاگ اشنایی دیگر هموطنان بااستان زيباي لرستان بوده

.که امیدوارم دوستان قابل بدونن و به ما سربزنن و مارو هم از کمک های

سازندشون محروم نکنن.

واینم بگم که قالب وبلاگ رو هم برای تنوع ماهانه عوض می کنم.

باتشکر مدیر وبلا گ .

لینک دوستان


امکانات وب